no-img
مهدی جی افرام

ما دوش ز دستان خدا باده گرفتیم خوردیم از آن، حاجت خود ساده گرفتیم در عین نداری ز خلایق نگرفتیم مدد هر چیز که با عشق، خودش داده گرفتیم گفتند که دامیست، بدان کوی نگردید ما دام ندیدیم ولی دانه گرفتیم صد منزل و صد خانه رسیدیم ندیدیم بیچاره ز هر جا، که از او چاره گرفتیم این خلق بگفتند بده درهم و دینار بی سیم و زر و منّت و بی چانه گرفتیم در حوض که بودش به درون آب حیاتی گشتیم بدان عافیت، انگار که گرمابه گرفتیم همراه عسل داد به ما شهد سفیدی گفتند که شیر است ولی خامه گرفتیم بی نامهٔ دعوت چو رسیدیم رسیدیم از محضر او بهر وساطت همگی نامه گرفتیم با نام سجل کرده، به نامش زده مهری در باغ بهشتش به سند خانه گرفتیم ما را چو پر و بال بُریدند، بُریدند ما بال درآورده به پرواز چو پروانه گرفتیم بی لشکر و سرباز شدیم عازم جنگ و بی تخت همه مُلک چه شاهانه گرفتیم دل دل شده از شک به یقین تا که رسیدیم یکباره دلی داده و صد باره گرفتیم رفتیم، بدان راهِ دوراهی که رسیدیم مجنون شده این راه چو دیوانه گرفتیم آگاه شدیم اینکه چرا دیر رسیدیم تا نور بدیدیم همه سایه گرفتیم (مهدی جی افرام


مهدی جی افرام

ادامه مطلب

حاجت
zip
فروردین ۲۹, ۱۳۹۷

حاجت


عنوان شعر: حاجت

شعری از : مهدی جی افرام

ما دوش ز دستان خدا باده گرفتیم
خوردیم از آن، حاجت خود ساده گرفتیم
در عین نداری ز خلایق نگرفتیم مدد
هر چیز که با عشق، خودش داده گرفتیم
گفتند که دامیست، بدان کوی نگردید
ما دام ندیدیم ولی دانه گرفتیم
صد منزل و صد خانه رسیدیم ندیدیم
بیچاره ز هر جا، که از او چاره گرفتیم
این خلق بگفتند بده درهم و دینار
بی سیم و زر و منّت و بی چانه گرفتیم
در حوض که بودش به درون آب حیاتی
گشتیم بدان عافیت، انگار که گرمابه گرفتیم
همراه عسل داد به ما شهد سفیدی
گفتند که شیر است ولی خامه گرفتیم
بی نامهٔ دعوت چو رسیدیم رسیدیم
از محضر او بهر وساطت همگی نامه گرفتیم
با نام سجل کرده، به نامش زده مهری
در باغ بهشتش به سند خانه گرفتیم
ما را چو پر و بال بُریدند، بُریدند
ما بال درآورده به پرواز چو پروانه گرفتیم
بی لشکر و سرباز شدیم عازم جنگ و
بی تخت همه مُلک چه شاهانه گرفتیم
دل دل شده از شک به یقین تا که رسیدیم
یکباره دلی داده و صد باره گرفتیم
رفتیم، بدان راهِ دوراهی که رسیدیم
مجنون شده این راه چو دیوانه گرفتیم
آگاه شدیم اینکه چرا دیر رسیدیم
تا نور بدیدیم همه سایه گرفتیم
(مهدی جی افرام)



موضوعات :
متن , مهدی جی افرام

درباره نویسنده

اینجانب متولد شهریور ماه ۱۳۵۲ در شهر تبریز هستم و از سن ۱۲ سالگی استعداد نوشتن پیدا کردم ولی نوشته های خود را تا سن ۱۷ سالگی حفظ نمی کردم. در این سایت سبک جدیدی از شعر ارائه خواهم داد البته شاید مورد پسند اساتید شعرو ادب قرار نگیرد ولی مطمئنم مانند شعر نو جایگاه خود را خواهد یافت.از اینکه از سایت بنده حقیر دیدن کرده و مطالبم را می خوانید صمیمانه متشکرم.

mehdijiafram 48 نوشته در مهدی جی افرام دارد . مشاهده تمام نوشته های

دیدگاه ها


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *