no-img
مهدی جی افرام

خاطرات شعر , https://mehdijiafram.ir, خاطراتت از خیالم لحظه ای آمد گذشت ردّ پایش را گر


مهدی جی افرام

ادامه مطلب

خاطرات
zip
مارس 23, 2020

خاطرات


خاطرات
خاطراتت از خیالم لحظه ای آمد گذشت
ردّ پایش را گرفتم تا به دشت
رقص می کردند علف ها با نسیم
امتداد زلف هایم می شکست
می فشردم پای خود بر جای پایت هر قدم
بوی عطرت می رسید از دور دست
رنگ آوازت به چشمم می رسید
مثل گنجشکی که از دستم برست
ردّ پا و رنگ و آوازت همه
سوی خود می خواند دل را سفت و سخت
ناگهان گم شد میان بیشه زار
بند رویایم کمی از هم گسست
کو؟ کجا رفت آن همه آثار تو
با که گویم غصّه این سرگذشت
در همین افکار دیدم پنجره
بسته بودش انتهای سبز دشت
پرده اش بیرون به دست باد بود
گفتم ای جانم رسیدم کوی دوست
تا به نزدیکش رسیدم دست خویش
بردمش لرزان به سویش سرد و سست
لحظه ای بیخود شدم از فکر خویش
تار شد دنیا به چشمم پای سست
چشمهایم را گشودم بی درنگ
وای،باران خیالت برد و شست
(مهدی جی افرام)



درباره نویسنده

اینجانب متولد شهریور ماه ۱۳۵۲ در شهر تبریز هستم و از سن ۱۲ سالگی استعداد نوشتن پیدا کردم ولی نوشته های خود را تا سن ۱۷ سالگی حفظ نمی کردم. در این سایت سبک جدیدی از شعر ارائه خواهم داد البته شاید مورد پسند اساتید شعرو ادب قرار نگیرد ولی مطمئنم مانند شعر نو جایگاه خود را خواهد یافت.از اینکه از سایت بنده حقیر دیدن کرده و مطالبم را می خوانید صمیمانه متشکرم.

mehdijiafram 165 نوشته در مهدی جی افرام دارد . مشاهده تمام نوشته های

دیدگاه ها


یک پاسخ به “خاطرات”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیست − نه =