no-img
مهدی جی افرام

دوا مکن-شعر-https://mehdijiafram.ir-دست بشوی از من و درد مرا دوا مکن نیست دوا و مرهم


مهدی جی افرام

ادامه مطلب

دوا مکن
zip
مرداد ۱۸, ۱۳۹۸

دوا مکن


دست بشوی از من و درد مرا دوا مکن
نیست دوا و مرهمی سعی بر آن شفا مکن
دیر که آمدی،بیا،باش کنار من مرو
تا دم رفتنم بمان،حال خودم رها مکن
راز و نیاز با خدا قاعده ای ندارد آن
کرده  دعا و عاقبت،دست سوی سما مکن
لاف بگوید آن کسی،گفته ز طالعت به کف
آینه بین خویش شو،جام جهان نما مکن
کوچه تنگ زندگی می رسد آن به آخرش
دل بِکن و دل خودت،بسته به این سرا مکن
ناز و کرشمه اش تو را سوی خودش کشد اگر
جز هوسی نباشد و میل بدان هوا مکن
راحت جان ندیده ام،راحت جانم ز کجا؟
رنج کشیده ام دگر،بیش ستم روا مکن
هست گناه گر شود لذتت آزار کسی
با من و آزار دلم،خوش مشو و صفا مکن
می دهت فریب تو،ساز و دهل که می زند
چونکه ز دور می رسد،گوش بدان نوا مکن
نیست لیاقتت که این،خرقه کهنه تن کنی
جز به حریر بر تنت،هیچ به تن ردا مکن
(مهدی جی افرام)



برچسب‌ها :
, , , , , ,

درباره نویسنده

اینجانب متولد شهریور ماه ۱۳۵۲ در شهر تبریز هستم و از سن ۱۲ سالگی استعداد نوشتن پیدا کردم ولی نوشته های خود را تا سن ۱۷ سالگی حفظ نمی کردم. در این سایت سبک جدیدی از شعر ارائه خواهم داد البته شاید مورد پسند اساتید شعرو ادب قرار نگیرد ولی مطمئنم مانند شعر نو جایگاه خود را خواهد یافت.از اینکه از سایت بنده حقیر دیدن کرده و مطالبم را می خوانید صمیمانه متشکرم.

mehdijiafram 92 نوشته در مهدی جی افرام دارد . مشاهده تمام نوشته های

دیدگاه ها


پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *